سرطان یکی از چالشهای بزرگ دنیای پزشکی است که تشخیص دقیق و انتخاب بهترین روش درمان، نقش مهمی در موفقیت درمان و بهبود کیفیت زندگی بیماران دارد. در سالهای اخیر، پیشرفتهای چشمگیری در علم ژنتیک و توالییابی DNA صورت گرفته که انقلابی در حوزهی تشخیص و درمان سرطان ایجاد کرده است. یکی از مهمترین این فناوریها، آزمایش NGS (Next Generation Sequencing) یا توالییابی نسل جدید است.
این آزمایش به پزشکان اجازه میدهد جهشهای ژنتیکی مرتبط با سرطان را با دقت بالا شناسایی کرده و برای هر بیمار، درمانی اختصاصی و هدفمند انتخاب کنند. در این مقاله به زبان ساده با ماهیت آزمایش NGS، کاربردهای آن در درمان سرطان، مزایا و محدودیتها، و تفاوت آن با روشهای سنتی آشنا میشوید.
معرفی فناوری NGS (تعیین توالی نسل جدید)
توالییابی نسل جدید (NGS) یک جهش انقلابی در فناوری ژنومیک است که امکان تعیین توالی DNA را با سرعت و دقت بسیار بالا فراهم کرده است. برخلاف روش سنتی سانگر که رشتههای DNA را بهصورت تکتک و پشتسرهم توالییابی میکرد، NGS قادر است میلیونها قطعه DNA را بهطور موازی و همزمان بخواند. این پیشرفت فناورانه باعث کاهش چشمگیر زمان و هزینه تعیین توالی شده و دسترسی گستردهتر این فناوری را در کاربردهای بالینی ممکن ساخته است.
در سالهای گذشته، آزمایشهای ژنتیکی تکژنی (مثلاً بررسی یک جهش خاص) روش استاندارد تشخیصی بودند. اما این رویکردهای سنتی محدودیتهای عمدهای دارند: معمولاً فقط بر چند ژن شناختهشده تمرکز میکنند و از پیچیدگی کامل ژنومی تومور صرفنظر میکنند. بهعلاوه، روشهای تکژنی قادر به شناسایی جهشها در نواحی غیرکُدکننده ژنوم نیستند که ممکن است در ایجاد سرطان نقش داشته باشند؛ بنابراین برخی تغییرات مهم ژنتیکی نادیده میمانند و فرصتهای تشخیص زودهنگام یا انتخاب درمان بهینه از دست میرود.
فناوری NGS امروزه بهطور وسیعی در علوم زیستپزشکی بهکار گرفته شده است. از تعیین توالی کل ژنوم (Whole Genome Sequencing) و اگزوم (Whole Exome Sequencing) گرفته تا توالییابی هدفمند ژنهای مشخص یا بررسی الگوی بیان RNA (RNA-Seq)، همه با NGS امکانپذیر شدهاند. این اطلاعات ژنتیکی گسترده برای پیشبرد پزشکی دقیق و فردمحور حیاتی است، زیرا به پزشکان اجازه میدهد درمانها را بر اساس پروفایل ژنتیکی منحصربهفرد تومور هر بیمار تنظیم کنند.
در حوزه سرطانشناسی، NGS ابزار مهمی برای درک پیچیدگیهای ژنتیکی سرطان است؛ با توانایی تعیین توالی کل ژنوم یک تومور، میتوان مجموعه کامل جهشها، تغییرات ساختاری DNA و سایر دگرگونیهای ژنومی محرک سرطان را شناسایی کرد. این دادههای ژنتیکی پایه و اساس درمانهای «طراحیشده برای هر بیمار» را فراهم میکند و در نهایت به بهبود نتایج بیماران مبتلا به سرطان کمک شایانی میکند.

نحوه عملکرد آزمایش NGS
- استخراج و آمادهسازی اسید نوکلئیک: در ابتدا DNA یا RNA از نمونهی بیمار (مانند بافت تومور یا نمونه خون) استخراج میشود. کیفیت و کمیت DNA/RNA استخراجشده ارزیابی میگردد تا مطمئن شویم برای توالییابی مناسب است. در صورتی که هدف توالییابی RNA (مثلاً بررسی بیان ژنها) باشد، ابتدا RNA کل استخراج و سپس طی فرایند «ترانویسی معکوس» به cDNA تبدیل میشود. وجود DNA/RNA با کیفیت بالا در این مرحله برای موفقیت کل فرایند NGS حیاتی است.
- ساخت کتابخانه (Library) DNA: در این مرحله DNA ژنومی (یا cDNA) به قطعات ریز (معمولاً حدود ۳۰۰ جفتباز) خرد میشود و به انتهای این قطعات «آداپتور»های مخصوص اتصال مییابد. آداپتورها توالیهای کوتاه شناختهشدهای هستند که به دو سر هر قطعه DNA متصل شده و نقش جایگاه شروع را برای توالییابی ایفا میکنند. سپس مجموعه قطعات حامل آداپتور با روشهایی مانند PCR تکثیر شده و یک کتابخانه ژنومی شامل میلیونها قطعه DNA آماده برای توالییابی ایجاد میشود.
- توالییابی توسط دستگاه: کتابخانه DNA آمادهشده در دستگاه تعیین توالی نسل جدید قرار داده میشود. دستگاههای NGS (مانند دستگاههای مبتنی بر فناوری Illumina) میتوانند بهطور همزمان تعداد عظیمی از قطعات DNA موجود در کتابخانه را توالیخوانی کنند. در این مرحله، با روشهایی نظیر «توالییابی به کمک سنتز» (Sequencing by Synthesis) یا روشهای دیگر بسته به پلتفرم، دستگاه طی چرخههای متوالی، رشته مکمل هر قطعه DNA را بازسازی کرده و با هر بازسازی، بازهای آلی را تشخیص میدهد. به این ترتیب توالی دقیق میلیونها قطعه DNA بهطور موازی به دست میآید. خروجی این مرحله یک حجم بسیار بزرگ از دادههای خام توالی DNA است.
- تحلیل بیوانفورماتیکی دادهها: دادههای خام بهدستآمده از دستگاه NGS در مرحله پایانی توسط نرمافزارها و الگوریتمهای پیشرفته تحلیل میشوند. ابتدا توالیهای خواندهشده با استفاده از رایانههای پرقدرت بر اساس یک ژنوم مرجع همردیفسازی (Alignment) یا سرهمبندی (Assembly) میشوند تا موقعیت هر قطعه روی ژنوم مشخص شود. سپس با مقایسه توالی بیمار با توالی طبیعی مرجع، انواع تغییرات ژنتیکی (جهشهای نقطهای، حذف/اضافهشدگیها، تعداد نسخههای ژن و …) شناسایی میگردند. نرمافزارهای ویژه نتایج را بهصورت فهرستی از جهشهای شناساییشده همراه با جزئیاتی مانند نوع جهش، ژن درگیر و فراوانی خوانش گزارش میکنند. تفسیر نهایی این یافتهها نیازمند تخصص ژنتیک و بیوانفورماتیک است تا مشخص شود کدام تغییرات کشفشده برای بیماری و درمان آن مهم هستند. بدین ترتیب، ترکیب مهارتهای آزمایشگاهی و تحلیلی پیشرفته در مراحل مختلف، امکان انجام آزمایش NGS و بهرهگیری از نتایج آن را فراهم میکند.
کاربردهای NGS در تشخیص و درمان انواع سرطان
فناوری NGS به عنوان یک ابزار قدرتمند، کاربردهای گستردهای در تشخیص و درمان سرطانهای مختلف پیدا کرده است. مهمترین موارد استفادهی NGS در انکولوژی عبارتند از:
- پروفایل ژنومی تومور و درمانهای هدفمند: NGS با تعیین توالی همزمان تعداد زیادی از ژنهای مرتبط با سرطان، نمایه ژنتیکی کاملی از تومور ارائه میدهد که به پزشکان امکان میدهد جهشهای محرک سرطان را شناسایی کرده و درمانهای مناسب (داروهای هدفمند) را انتخاب کنند. این رویکرد که به «پزشکی فردمحور» یا «پزشکی دقیق» معروف است، باعث شده تصمیمات درمانی بر اساس خصوصیات مولکولی اختصاصی هر تومور اتخاذ شود و در نتیجه اثربخشی درمان و پیشآگهی بیمار بهبود یابد. به عنوان مثال، در سرطان ریه میتوان با یک آزمایش NGS جهشهای مربوط به ژنهای EGFR، ALK، ROS1 و سایر ژنهای قابلدرمان را همزمان بررسی کرد و بر اساس آن داروی هدفمند مناسب را تجویز نمود، در حالیکه قبلاً برای هر کدام از این ژنها آزمایش جداگانهای لازم بود.
- شناسایی سرطانهای ارثی (سندرمهای ژنتیکی): درصد قابل توجهی از سرطانها بر اثر جهشهای ژنتیکی ارثی رخ میدهند. NGS با امکان توالییابی چندین ژن مستعدکننده سرطان در قالب یک «پانل ژنی»، میتواند جهشهای موروثی خطرناک را در بیمار شناسایی کند. برای مثال، جهش در ژنهای BRCA1/2 عامل سندرم ارثی سرطان پستان و تخمدان (HBOC) و جهش در ژن TP53 عامل سندرم لیفرومنی است. تحقیقات نشان دادهاند حدود ۷٪ موارد سرطان پستان و ۱۳٪ سرطان تخمدان ناشی از جهشهای ارثی در ژنهای BRCA1/2 هستند. شناسایی بهموقع این قبیل جهشها به پزشکان و مشاوران ژنتیک اجازه میدهد افراد در معرض خطر را تحت پایش دقیق قرار داده و اقدامات پیشگیرانه (مانند غربالگری زودهنگام، دارودرمانی پیشگیرانه یا جراحی کاهشدهنده خطر) را برای کاهش احتمال بروز سرطان انجام دهند.
- پایش حداقل بیماریِ باقیمانده (MRD): پس از درمان سرطان، ممکن است تعداد اندکی سلول سرطانی در بدن بیمار باقی بماند که میتواند باعث عود بیماری شود. NGS با حساسیت و دقت بسیار بالا قادر به ردیابی این مقادیر ناچیز سلولهای باقیمانده است. بهویژه در سرطانهای خون (لوسمیها، لنفومها و میلوم)، تستهای NGS برای MRD نسبت به روشهای قدیمی مانند فلوسایتومتری یا PCR دقت و قدرت تشخیص بسیار بالاتری نشان دادهاند و میتوانند بازگشت بیماری را زودتر آشکار کنند. در سرطانهای تومور جامد نیز میتوان با استفاده از بیوپسی مایع (آزمایش DNA توموری آزاد در گردش خون) به کمک NGS، وجود سلولهای سرطانی باقیمانده را بهصورت غیرتهاجمی شناسایی کرد. برای مثال، مطالعات در سرطان ریه نشان دادهاند که پایش DNA توموری در خون پس از جراحی میتواند عود مجدد سرطان را ماهها پیش از مشاهده در سیتیاسکن آشکار کند. بدین ترتیب پزشکان میتوانند درمانهای تکمیلی را بر اساس شواهد مولکولی زودهنگام تنظیم کنند.
- راهنمایی درمانهای ایمونوتراپی: یکی دیگر از کاربردهای مهم NGS شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با پاسخ به داروهای ایمونوتراپی (مانند مهارکنندههای ایستهای بازرسی ایمنی) است. با NGS میتوان میزان «بار突mutational burden – TMB) و وجود جهشهای خاصی که منجر به تولید آنتیژنهای نوظهور توموری (neoantigens) میشوند را اندازهگیری کرد. پژوهشها نشان دادهاند که هرچه تعداد جهشهای یک تومور بیشتر باشد (و در نتیجه آنتیژنهای جدید بیشتری تولید شود)، احتمال اینکه سیستم ایمنی به آن تومور واکنش نشان دهد و ایمونوتراپی مؤثر واقع شود بالاتر است. بنابراین اطلاعات حاصل از NGS میتواند پیشبینی کند کدام بیماران احتمالاً به ایمونوتراپی پاسخ بهتری میدهند. به علاوه، این فناوری امکان طراحی درمان ایمنیشخصیسازیشده برای هر بیمار را فراهم میکند؛ به این صورت که بر پایه پروفایل ژنتیکی تومور، میتوان نوع و ترکیب داروهای ایمونوتراپی را برای حداکثر اثربخشی تنظیم کرد. NGS همچنین در پایش اثر درمانهای ایمونوتراپی مفید است. برای مثال، کاهش تدریجی میزان DNA توموری در گردش خون بیمار طی درمان ایمنی میتواند نشاندهنده پاسخ مثبت به درمان باشد، در حالی که افزایش آن ممکن است هشدار دهنده مقاومت به درمان یا عود بیماری باشد.

مزایای استفاده از NGS نسبت به روشهای سنتی
NGS در مقایسه با روشهای سنتی تعیین توالی و تشخیص آزمایشگاهی سرطان، مزایای متعددی دارد که آن را به یک فناوری برتر تبدیل کرده است. برخی از مهمترین مزایای NGS عبارتند از:
- توان عملیاتی و سرعت بالا:
مهمترین تفاوت NGS با روش سانگر در حجم داده قابل توالییابی است. روش سانگر هر بار فقط میتواند یک قطعه DNA را توالیخوانی کند، در حالی که NGS میلیونها قطعه را بهطور موازی در یک نوبت میخوانَد. این بدین معنی است که NGS میتواند در مدت زمانی کوتاه، صدها تا هزاران ژن را بهطور همزمان بررسی کند. برای مثال، پروژه ژنوم انسان (که با روشهای قدیمی انجام شد) بیش از یک دهه زمان برد، اما با تکنولوژیهای NGS اکنون توالییابی ژنوم یک فرد در عرض چند روز تا چند هفته امکانپذیر است.
بنابراین NGS برای پروژههای بزرگ و چندژنی سرعت و کارایی بینظیری ارائه میدهد که روشهای سنتی قادر به رقابت با آن نیستند.
- جامعیت و کشف گسترده:
در یک آزمایش NGS، انواع مختلف تغییرات ژنتیکی را میتوان بهطور همزمان شناسایی کرد. NGS قادر است جهشهای نقطهای (تکنوکلئوتیدی)، جهشهای کوچک (حذف/اضافهشدن چند باز)، تغییرات تعداد کپی ژن (مانند تقویت یا حذف ژن)، و حتی بازآراییهای کروموزومی را در یک نوبت آشکار کند. در مقابل، روشهای سنتی معمولاً در هر آزمون فقط یک نوع تغییر را بررسی میکنند (مثلاً PCR تنها وجود یا عدم وجود یک جهش خاص را نشان میدهد، یا تکنیک FISH فقط تعداد کپی یک ژن خاص را ارزیابی میکند).
بنابراین NGS دیدی جامعتر از منظره مولکولی تومور به دست میدهد و حتی میتواند جهشهای جدید و نادری را کشف کند که در روشهای هدفمند قابل شناسایی نبودند.
- حساسیت بالاتر:
به دلیل عمق پوشش (Depth) زیاد در NGS، این روش قدرت تشخیص جهشهایی با فراوانی بسیار کم را دارد. برای مثال، اگر در یک تومور مخلوطی از سلولها وجود داشته باشد و فقط درصد کوچکی دارای یک جهش خاص باشند، NGS با توالییابی عمیق میتواند آن جهش کمیاب را هم شناسایی کند. در حالی که روش سانگر حساسیت کمتری در تشخیص چنین مواردی دارد (حد تشخیص سانگر معمولاً جهشهایی است که در حداقل ~۱۵–۲۰٪ الگوی توالی حضور دارند).
از این رو NGS برای تشخیص بقایای بیماری یا سلولهای مقاوم در جمعیت سلولی یک تومور، بسیار کارآمدتر از روشهای سنتی است.
- صرفهجویی در هزینه و نمونه در پروژههای چندژنی:
هرچند هزینه اولیه هر آزمایش NGS نسبت به یک آزمایش تکی ممکن است بالا به نظر برسد، اما وقتی نیاز باشد چندین ژن یا دهها جهش مختلف بررسی شود، تست پانل NGS بهمراتب مقرونبهصرفهتر و سریعتر از انجام تکتک آزمایشهای جداگانه به روشهای قدیمی خواهد بود. مطالعات هزینهسنجی نشان دادهاند که استفاده از یک آزمون مبتنی بر NGS برای توالییابی مجموعهای از ژنهای مرتبط با سرطان میتواند در اغلب موارد هزینهها را نسبت به روش تکژنی کاهش دهد و زمان دستیابی به نتیجه را کوتاهتر کند.
علاوه بر این، NGS نیاز به تکرار نمونهبرداریهای متعدد را کاهش میدهد؛ یعنی از همان یک نمونه بیوپسی میتوان اطلاعات چندین ژن را استخراج کرد، در حالی که در روشهای سنتی هر آزمایش بخش جداگانهای از نمونه را مصرف میکند. در مجموع، بازده کلی NGS از نظر زمان، هزینه و استفاده بهینه از نمونه بیمار بسیار بالاتر است.
قابلیت همزمانسازی و مقیاسپذیری:
در تکنیک NGS میتوان چندین نمونه بیمار را با استفاده از بارکدهای مولکولی در یک آزمایش واحد بهصورت همزمان توالییابی کرد (Multiplexing). این بدین معنی است که مثلاً آزمایش ۵۰ بیمار را میتوان طی یک ران (Run) در دستگاه انجام داد و برای هر بیمار نتایج جداگانه بهدست آورد. چنین قابلیتی باعث افزایش توان عملیاتی آزمایشگاه و کاهش هزینه سرانه هر نمونه میشود. روشهای قدیمی چنین ظرفیت موازیای نداشتند و باید نمونهها تکبهتک پردازش میشدند. از سوی دیگر، با توسعه فناوری، هزینههای NGS در دهه گذشته بهشدت کاهش یافته است (بیش از ۵ برابر)، تا جایی که اکنون انجام توالییابی ژنومی در بسیاری از مراکز تخصصی به یک روال عادی تبدیل شده است.
این کاهش هزینه و افزایش سرعت، استفاده از NGS را در تشخیصهای بالینی نیز توجیهپذیر کرده و مسیر را برای پزشکی شخصیسازیشده هموار نموده است.

محدودیتها و چالشهای تکنولوژی NGS
با وجود مزایای فراوان، فناوری NGS نیز با چالشها و محدودیتهایی روبهرو است که باید به آنها توجه شود:
حجم عظیم داده و پیچیدگی تفسیر: خروجی هر آزمایش NGS، حجم بسیار بالایی از دادههای توالییابی است که تجزیهوتحلیل صحیح آن نیازمند زیرساختهای محاسباتی قوی و تخصص بیوانفورماتیک است. تفسیر این دادههای انبوه و پیچیده یک چالش اساسی محسوب میشود. برای مثال، تعیین این که کدامیک از صدها تغییر ژنتیکی شناساییشده واقعاً در بروز سرطان نقش دارند (و کدامها صرفاً تغییرات بیاثر یا تصادفی هستند) نیاز به دانش تخصصی و بانکهای اطلاعاتی بهروز دارد.
بسیاری از مراکز درمانی کوچک امکانات یا نیروی متخصص کافی برای تحلیل پیشرفته دادههای NGS را ندارند و این امر میتواند موجب شود که نتایج آزمایش به درستی به اقدام درمانی مؤثر ترجمه نشود. به همین دلیل، ادغام NGS در کار بالینی معمول، مستلزم سرمایهگذاری در بخش بیوانفورماتیک و تربیت متخصصان ژنتیک مولکولی است.
هزینه بالا و نیاز به زیرساخت تخصصی: اگرچه هزینه تعیین توالی بهازای هر باز DNA در NGS بسیار کمتر از روش سانگر است، اما راهاندازی و نگهداری آزمایشگاه مجهز به دستگاههای NGS هزینهبر است. دستگاههای توالییابی نسل جدید، تجهیزات جانبی (مانند سرورهای ذخیرهسازی داده) و مواد مصرفی کیتهای NGS قیمت بالایی دارند.
علاوه بر آن، انجام موفق NGS به محیط آزمایشگاهی پیشرفته و رعایت استانداردهای دقیق نیاز دارد. این عوامل باعث میشود که اجرای NGS فعلاً در همه مراکز درمانی امکانپذیر نباشد و عمدتاً در آزمایشگاههای مرجع یا بیمارستانهای بزرگ انجام شود. همچنین بیمهها در برخی کشورها هنوز هزینه تستهای جامع ژنتیکی را بهصورت کامل پوشش نمیدهند که میتواند مانعی اقتصادی برای بیماران باشد. البته انتظار میرود با گذشت زمان و افزایش کاربرد بالینی، هزینه این فناوری کاهش یافته و دسترسی به آن گستردهتر شود.
عدم قطعیت نتایج و تفسیر بالینی: هر جهش شناساییشده توسط NGS لزوماً به این معنی نیست که میتوان دارویی برای آن تجویز کرد یا آن جهش واقعاً در سرطانزایی نقش دارد. در بسیاری موارد، NGS تغییراتی را کشف میکند که اهمیت عملکردی یا بالینی نامشخصی دارند (به اصطلاح جهش با اهمیت نامعلوم). تصمیمگیری درباره این یافتهها دشوار است و میتواند پزشکان را با تردید مواجه کند. به عنوان نمونه، ممکن است در یک تومور چندین جهش دیده شود ولی فقط یکی دو مورد از آنها «قابلدارو» (دارای داروی هدفمند) باشند.
محدودیت دیگر این است که حتی اگر جهشی شناختهشده و مهم شناسایی شود، ممکن است هنوز درمانی تأییدشده برای هدف قرار دادن آن وجود نداشته باشد. برای مثال، NGS ممکن است جهش نادری را در تومور ریه بیابد که عامل رشد سرطان است، اما اگر داروی ویژهای علیه آن جهش در دسترس نباشد، دانستن آن سود مستقیمی برای بیمار ایجاد نمیکند. بنابراین توان عملیاتی بالای NGS در یافتن جهشها باید با امکانات درمانی متناسب شود تا به بهبود نتایج بیمار منجر گردد.
ملاحظات اخلاقی و حریم خصوصی: آزمایشهای ژنتیکی از جمله NGS مسائل اخلاقی خاص خود را دارند. رضایت آگاهانه بیمار پیش از انجام چنین آزمونهایی بسیار حائز اهمیت است، چرا که اطلاعات حاصل میتواند فراتر از بیماری فعلی بوده و حتی استعداد ابتلا به بیماریهای دیگر یا جهشهای قابل انتقال به فرزندان را آشکار سازد. همچنین حریم خصوصی دادههای ژنتیکی چالش مهمی است؛ داده ژنومی هر فرد اطلاعات حساسی دربردارد که در صورت افشا ممکن است تبعاتی نظیر تبعیض شغلی یا بیمهای برای او داشته باشد. از این رو مراکز انجامدهنده NGS موظف به رعایت پروتکلهای سختگیرانه حفظ محرمانگی دادهها هستند.
نگرانیهای دیگری نیز وجود دارد، از جمله مواجهه با یافتههای اتفاقی (مثلاً کشف جهش یک ژن مستعدکننده بیماری دیگر در حین توالییابی) که خارج از حیطه سؤال بالینی بوده است. چنین مواردی نیازمند تصمیمگیریهای اخلاقی درباره اطلاعرسانی به بیمار و خانواده اوست. در مجموع، برای بهرهگیری گسترده از NGS در پزشکی، باید چارچوبهای اخلاقی و حقوقی روشنی تدوین شود تا حقوق و رضایت بیماران کاملاً محترم شمرده شود.

مقایسه NGS با روشهای دیگر تشخیص و درمان سرطان
NGS یک روش مکمل و ارتقاءدهنده در کنار سایر روشهای تشخیص و درمان سرطان است، اما جایگزین کامل هیچیک از آنها نیست. در این بخش به مقایسه NGS با چند روش رایج دیگر میپردازیم:
بیوپسی کلاسیک و آسیبشناسی بافتی:
بیوپسی (نمونهبرداری از بافت تومور) و بررسی آسیبشناسی آن همچنان سنگبنای تشخیص سرطان است. پزشک آسیبشناس با مشاهده بافت زیر میکروسکوپ، نوع تومور (مثلاً کارسینوما، لنفوم، گلیوما و غیره) و درجه تمایز آن را تعیین میکند. NGS جایگزین این فرآیند پایهای نمیشود؛ در واقع برای انجام NGS هم نیاز به بافت بیوپسیشده داریم تا DNA آن استخراج شود. تفاوت در این است که روشهای مولکولی مانند NGS اطلاعات تکمیلی در سطح ژنتیکی فراهم میکنند که با چشم و میکروسکوپ قابل دیدن نیست.
برای مثال، آسیبشناس میتواند سرطان ریه را تشخیص دهد و زیرنوع آن را مشخص کند، اما NGS مشخص میکند که آن سرطان ریه کدام جهشهای ژنتیکی محرک رشد را دارد تا درمان دقیقتری انتخاب شود. از منظر تهاجمی بودن، بیوپسی کلاسیک یک روش تهاجمی است (نمونه با جراحی یا سوزن از بدن گرفته میشود) و انجام مکرر آن برای بیمار دشوار است. در حالی که NGS این امید را ایجاد کرده که در برخی موارد بتوان به جای چندین بار بیوپسی بافتی، از بیوپسی مایع (آزمایش خون) برای پایش وضعیت تومور بهره برد. البته هنوز برای تشخیص اولیه سرطان، نمونه بافتی و مشاهدات آسیبشناسی اجتنابناپذیر است و NGS نقشی تکمیلی پس از تأیید تشخیص بازی میکند.
ایمونوهیستوشیمی (IHC):
ایمونوهیستوشیمی روشی است که با استفاده از آنتیبادیهای نشاندار شده، حضور یا عدم حضور پروتئینهای خاص در سلولهای بافت سرطانی را نشان میدهد. IHC بسیار در آسیبشناسی کاربردی و رایج است؛ برای مثال، برای تعیین وضعیت گیرندههای هورمونی و HER2 در سرطان پستان یا پروتئینهای MMR در بررسی وضعیت میکروستلایتها از IHC استفاده میشود. مزیت IHC سرعت بالا، هزینه پایین و در دسترس بودن در اکثر آزمایشگاهها است. نتیجه IHC معمولاً طی یک تا دو روز آماده میشود و هر تست هزینه نسبتاً اندکی دارد. در مقابل، NGS پرهزینهتر و زمانبرتر است (تکمیل یک تست ممکن است یک تا دو هفته طول بکشد) و نیاز به تجهیزات پیشرفته دارد.
با این حال، NGS میتواند اطلاعاتی فراتر از IHC ارائه دهد. به عنوان مثال، در حال حاضر بررسی نقص مسیر ترمیم DNA در تومورها با IHC (از طریق رنگآمیزی پروتئینهای MLH1, MSH2, MSH6, PMS2) انجام میشود. مطالعات جدید نشان دادهاند که یک آزمون مبتنی بر NGS قادر است موارد بیشتری از نقص ترمیم (میکروستلایت ناپایداری) را نسبت به IHC شناسایی کند. در یک پژوهش، ترکیب NGS با IHC توانست صدها بیمار را که با IHC بهتنهایی تشخیص داده نمیشدند، شناسایی نماید.
جمعبندی: IHC همچنان به عنوان تست خط اول برای بسیاری از نشانگرها (به دلیل ارزانی و سرعت) کاربرد دارد، اما NGS به عنوان یک تست تکمیلی ارزشمند مطرح است که در موارد مشکوک یا برای تأیید نتایج میتواند به کار رود. به گفته متخصصان، NGS نباید بهطور کامل جای IHC را بگیرد بلکه بهتر است لایهای اضافه بر ارزیابیهای پروتئینی ایجاد کند تا هیچ مورد قابل درمانی از نظر دور نماند.
روشهای سنتی تعیین توالی (مانند سانگر):
روش سانگر که از قدیمیترین فناوریهای توالییابی DNA است، سالها استاندارد طلایی تعیین توالی بوده و دقت بالایی در خواندن قطعات منفرد DNA دارد. اما نقطه ضعف اصلی سانگر پایین بودن توان عملیاتی آن است – هر بار تنها یک ناحیه کوتاه را میخوانَد. اگر بخواهیم با سانگر مجموعهای از ژنها یا کل ژنوم را بررسی کنیم، از نظر زمان و هزینه به هیچوجه به صرفه نخواهد بود. محققان پیشنهاد میکنند که روش سانگر فقط زمانی مناسب است که حداکثر ۱۰ تا ۲۰ نقطهی ژنی محدود مورد نظر باشد؛ در غیر این صورت، NGS روش بهتری خواهد بود.
در واقع، NGS امکان غربالگری تعداد زیادی ژن را با هزینه مناسب و در زمانی کوتاه فراهم میکند، در حالی که چنین کاری با سانگر بسیار پرهزینه و وقتگیر است. به عنوان نمونه، تشخیص جهشهای چندگانه در یک تومور (مثلاً همزمان جهشهای KRAS، NRAS و BRAF در سرطان کولون) با یک پانل NGS به راحتی انجام میشود، اما با سانگر باید سه آزمایش جداگانه انجام شود. البته روش سانگر هنوز هم کاربردهایی دارد؛ از جمله برای تایید نتایج NGS در مواردی که یافته مهمی برای اولین بار گزارش میشود یا در آزمایشگاههای کوچک که امکان NGS را ندارند، سانگر جهت توالییابی یک جهش شناختهشده استفاده میشود.
به طور کلی، NGS و سانگر رقیب مستقیم هم محسوب نمیشوند بلکه برای اهداف متفاوت بهینه هستند – سانگر برای آنالیز تعداد محدودی هدف مشخص ایدهآل است و NGS برای بررسی گسترده ژنها و اکتشاف جهشهای جدید.

جدول مقایسهای ساده بین NGS و سه روش رایج دیگر (بیوپسی کلاسیک، ایمونوهیستوشیمی، و توالییابی سانگر)
| روش | مزایا | محدودیتها | کاربرد اصلی |
|---|---|---|---|
| NGS (توالییابی نسل جدید) | بررسی همزمان صدها ژن، کشف جهشهای نادر، حساسیت بالا، امکان بیوپسی مایع | هزینه بالا، نیاز به تجهیزات و بیوانفورماتیک، تفسیر پیچیده | پروفایل ژنومی تومور، انتخاب درمان هدفمند، پایش MRD |
| بیوپسی کلاسیک + آسیبشناسی | روش استاندارد و پایهای، تشخیص نوع و مرحله سرطان، هزینه کمتر | تهاجمی بودن، محدود به اطلاعات بافتی، بدون جزئیات ژنتیکی | تشخیص اولیه و طبقهبندی تومور |
| ایمونوهیستوشیمی (IHC) | سریع، ارزان، در دسترس، شناسایی پروتئینها | محدود به نشانگرهای شناختهشده، حساسیت کمتر نسبت به NGS | بررسی گیرندهها (مثلاً HER2 در پستان)، نقصهای ترمیم DNA |
| توالییابی سانگر | دقت بالا در ژنهای محدود، مناسب برای تأیید نتایج | توان عملیاتی پایین، پرهزینه در چندژنی، زمانبر | بررسی جهشهای محدود شناختهشده یا تأیید نتایج NGS |
تکنولوژی NGS در سالهای اخیر تحول بزرگی در تشخیص و درمان سرطان ایجاد کرده است. با استفاده از این فناوری، پزشکان میتوانند نگاه عمیقتری به ساختار ژنتیکی تومور داشته باشند و درمان را بهصورت فردی برای هر بیمار تنظیم کنند. مطالعات نشان میدهند که بهکارگیری این فناوری در سرطانشناسی باعث شناسایی نشانگرهای پیشآگهیدهنده و درمانی جدید شده و در نهایت بهبود نتایج بیماران را در پی داشته است البته بهرهگیری کامل از پتانسیل NGS مستلزم آن است که بر چالشهایی مانند تفسیر دادههای پیچیده، هزینهها و مسائل اخلاقی فائق آییم.
با پیشرفت مستمر فناوری و کاهش هزینهها، انتظار میرود این آزمایش به طور فزایندهای در پزشکی رایج شود و جزئی از استاندارد مراقبتهای انکولوژی گردد. آیندهای را میتوان متصور شد که در آن، توالییابی ژنومی هر تومور به محض تشخیص انجام شود و بر اساس آن یک نقشه درمان اختصاصی برای بیمار ترسیم گردد. بدین ترتیب، NGS به عنوان یک ابزار کلیدی در پزشکی شخصیسازیشده، نویدبخش ارتقای بیشتر دقت تشخیصها و اثربخشی درمانهای سرطان در سالهای پیشرو است
کلام آخر
آزمایش NGS را میتوان یکی از بزرگترین دستاوردهای پزشکی مدرن دانست که راه را برای پزشکی دقیق و فردمحور هموار کرده است. این روش نهتنها امکان شناسایی سریع و دقیق ژنهای دخیل در سرطان را فراهم میکند، بلکه به پزشکان کمک میکند مناسبترین درمان را برای هر بیمار انتخاب نمایند. اگرچه این فناوری هنوز در برخی کشورها نوپا است، اما آیندهی درمان سرطان بدون شک با چنین روشهای پیشرفتهای گره خورده است. در نهایت، هدف از معرفی NGS این است که بیماران و خانوادههایشان بدانند امید به درمان و زندگی سالم، بیش از هر زمان دیگری امکانپذیر شده است.