سرطان لوبولار: علائم، علل، تشخیص و درمان

سرطان لوبولار

تصور کنید بدون اینکه هیچ توده مشخصی را در پستان خود حس کنید، سلول‌های سرطانی به صورت بی‌صدا در حال رشد و گسترش باشند. این سناریوی نگران‌کننده برای هزاران زن در سراسر جهان واقعیت دارد. نام این بیماری «سرطان لوبولار» است. سرطان لوبولار نوعی سرطان پستان نسبتاً کمتر شناخته‌شده است که حدود ۱۰٪ تا ۱۵٪ از کل موارد سرطان پستان را شامل می‌شود و پس از سرطان داکتال (سرطان مجاری شیری) به عنوان دومین نوع شایع سرطان پستان شناخته می‌شود. یعنی از هر ۸ یا ۱۰ زن مبتلا به سرطان پستان، یک نفر دچار سرطان لوبولار است.

نکته چالش‌برانگیز در مورد سرطان لوبولار این است که برخلاف بسیاری از سرطان‌های پستان، معمولاً توده سفت و قابل لمسی در سینه ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل، گاهی پزشکان از آن به عنوان «سرطان پستان پنهان» یاد می‌کنند زیرا می‌تواند مدت‌ها بدون جلب توجه رشد کند. پس چگونه می‌توان این سرطان را به موقع تشخیص داد؟ چه علائمی دارد و راه‌های درمان آن چیست؟ در این مقاله به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم. ما هر آنچه بیماران و عموم مردم باید درباره سرطان لوبولار بدانند – از تعریف و علائم گرفته تا علل، روش‌های تشخیص، درمان‌های موجود و حتی راه‌های پیشگیری – را بررسی می‌کنیم.

سرطان لوبولار چیست؟

سرطان لوبولار که گاهی به آن کارسینوم لوبولار مهاجم نیز گفته می‌شود، نوعی سرطان پستان است که در لوبول‌های پستان آغاز می‌شود. لوبول‌ها همان غدد تولیدکننده شیر در بافت پستان هستند. در این سرطان، سلول‌های پوشاننده‌ی لوبول‌ها دچار تغییرات غیرطبیعی می‌شوند و به طور کنترل‌ناپذیر شروع به تکثیر می‌کنند. با گذشت زمان، این سلول‌های سرطانی از لوبول خود خارج شده و به بافت‌های سالم اطراف در پستان حمله می‌کنند (به همین دلیل واژه «مهاجم» به کار می‌رود).

سرطان لوبولار اغلب رشد آهسته‌تری نسبت به سرطان داکتال دارد و معمولاً به هورمون استروژن حساس است (بسیاری از موارد این سرطان گیرنده‌های هورمونی مثبت دارند). یکی از ویژگی‌های خاص سرطان لوبولار این است که سلول‌های سرطانی تمایل دارند به صورت خطی (ردیفی) در بافت پستان پخش شوند، نه اینکه یک توده‌ی مشخص و یکجا ایجاد کنند. به عبارتی، به جای تشکیل یک غده قابل لمس، سلول‌های سرطانی لوبولار مانند یک رشته یا صفحه در بافت پخش می‌شوند. این الگوی رشد غیرمعمول باعث می‌شود که تشخیص سرطان لوبولار در معاینه فیزیکی یا حتی در تصویربرداری‌هایی مثل ماموگرافی دشوارتر باشد، زیرا توده‌ی کلاسیکی دیده نمی‌شود.

مقایسه با سرطان داکتال: سرطان داکتال (شایع‌ترین نوع سرطان پستان) در مجاری انتقال‌دهنده شیر شروع می‌شود و معمولاً به شکل توده‌های سفت تظاهر می‌کند که در ماموگرافی یا معاینه به راحتی قابل تشخیص هستند. در مقابل، سرطان لوبولار به صورت منتشر و پراکنده رشد می‌کند. همچنین سرطان لوبولار اندکی بیشتر احتمال دارد که به صورت همزمان هر دو پستان را درگیر کند؛ به طوری که حدود ۲۰٪ از زنان مبتلا به سرطان لوبولار در زمان تشخیص در هر دو پستان‌شان سرطان دارند. این در حالی است که در سرطان داکتال چنین درگیری دوطرفه کمتر دیده می‌شود.

سن و شیوع: سرطان لوبولار عمدتاً در زنان بالای ۵۰ تا ۵۵ سال رخ می‌دهد و بعد از یائسگی شایع‌تر است. البته در سنین پایین‌تر یا قبل از یائسگی هم ممکن است دیده شود ولی شیوع آن کمتر است. همچنین باید توجه داشت که سرطان پستان به طور کلی در مردان نادر است (کمتر از ۱٪ کل موارد) و به ویژه سرطان لوبولار در مردان بسیار کمیاب است زیرا بافت لوبولی در پستان مردان بسیار اندک است. با این حال موارد نادری از کارسینوم لوبولار در پستان مردان گزارش شده است.

علائم و نشانه‌های سرطان لوبولار

تشخیص زودهنگام سرطان لوبولار به دلیل فقدان توده مشخص می‌تواند دشوار باشد. با این وجود، بدن ممکن است سیگنال‌هایی هرچند ظریف ارسال کند. آگاهی از این علائم می‌تواند به شناسایی زودتر بیماری کمک کند. در مراحل اولیه، سرطان لوبولار ممکن است هیچ علامت واضحی نداشته باشد و اغلب در غربالگری‌های روتین مانند ماموگرافی به طور اتفاقی کشف می‌شود. اما با پیشرفت بیماری، برخی تغییرات در پستان مشاهده می‌شود که عبارتند از:

  • تورم یا ضخیم شدن بخشی از پستان: ممکن است متوجه پری یا بزرگ شدن غیرعادی در قسمتی از یک پستان نسبت به پستان دیگر شوید. گاهی سرطان لوبولار به صورت یک ناحیه سفت یا ضخیم در بافت پستان بروز می‌کند که لزوماً مثل یک توده مجزا نیست بلکه بیشتر شبیه افزایش چگالی بافت است.
  • تغییرات پوستی در پستان: پوست روی پستان ممکن است دچار فرورفتگی، جمع‌شدگی یا بافت پرتقالی (پوست پرتقالی شکل) شود. این فرورفتگی‌های کوچک یا چروکیدگی پوست می‌تواند ناشی از وجود سلول‌های سرطانی در زیر آن باشد. همچنین در مواردی قرمزی یا التهاب پوست پستان دیده می‌شود.
  • یکی از علائم مهم می‌تواند معکوس شدن نوک پستان (فرو رفتن نوک پستان به داخل) باشد، خصوصاً اگر این حالت جدیداً ایجاد شده باشد. نوک پستان ممکن است به یک سمت کشیده شود یا شکل آن تغییر کند.
  • ترشح غیرطبیعی از نوک پستان: ترشح مایعات شفاف، زرد رنگ یا خونی از نوک پستان بدون فشار دادن و تحریک آن می‌تواند زنگ خطری باشد. البته بسیاری از ترشحات پستان خوش‌خیم هستند، اما در صورت مشاهده‌ی ترشح خونی یا شفاف غیرمعمول حتماً باید بررسی شود.
  • درد در پستان یا ناحیه نوک پستان: درد مداوم یا احساس حساسیت غیرمعمول در بخشی از سینه که علت مشخصی (مثل ضربه یا چرخه قاعدگی) ندارد، می‌تواند از نشانه‌های سرطان لوبولار باشد. هرچند درد به تنهایی علامت شایعی برای سرطان نیست و بیشتر زنان مبتلا درد ندارند، اما نباید نادیده گرفته شود.
  • توده یا گره لنفاوی زیر بغل: گاهی اولین نشانه، ظهور یک توده کوچک در ناحیه زیربغل (محل غدد لنفاوی) است که می‌تواند نشان‌دهنده گسترش سرطان پستان به غدد لنفاوی باشد. در سرطان لوبولار به دلیل ماهیت پخش‌شونده‌اش، ممکن است هنوز توده اصلی در پستان لمس نشود اما غدد لنفاوی واکنش نشان دهند.

توجه داشته باشید که این علائم می‌توانند در بیماری‌های خوش‌خیم پستان نیز دیده شوند. اما اگر هر یک از موارد بالا را در خود مشاهده کردید یا تغییر غیرعادی در پستانتان احساس کردید، حتماً به پزشک متخصص پستان یا انکولوژی مراجعه کنید. تشخیص زودهنگام سرطان لوبولار دشوار است، اما با هوشیاری نسبت به تغییرات بدن خود می‌توانید شانس کشف زودرس را بالا ببرید.

سرطان لوبولار

علل و عوامل خطر سرطان لوبولار

علت دقیق بروز سرطان لوبولار مانند بسیاری از سرطان‌های پستان به طور کامل شناخته شده نیست. این سرطان زمانی رخ می‌دهد که جهش‌ها یا تغییرات ژنتیکی در DNA سلول‌های طبیعی لوبول به وجود آید و سبب تکثیر غیرقابل‌کنترل آن‌ها شود. دانشمندان هنوز در حال تحقیق هستند که چه چیزی آغازگر این تغییرات در سلول‌های لوبولار است. با این حال، پژوهش‌ها چندین عامل خطر (ریسک‌فاکتور) را شناسایی کرده‌اند که می‌توانند احتمال ابتلا به سرطان لوبولار را افزایش دهند:

  • سن بالاتر: ریسک سرطان لوبولار با افزایش سن بیشتر می‌شود. اکثر موارد این بیماری در سنین بالای ۵۵ سال تشخیص داده می‌شوند. زنان یائسه به ویژه در معرض خطر بالاتری هستند.
  • جنسیت: همان‌طور که ذکر شد، زنان بسیار بیشتر از مردان در خطر سرطان پستان و سرطان لوبولار هستند. مردان کمتر از یک درصد موارد سرطان پستان را تشکیل می‌دهند و سرطان لوبولار در مردان بسیار نادر است.
  • سابقه خانوادگی و جهش‌های ژنتیکی: وجود سابقه سرطان پستان (از هر نوعی) در خویشاوندان درجه یک (مادر، خواهر یا دختر) می‌تواند زنگ خطری برای افزایش ریسک ابتلای شما باشد. علاوه بر این، جهش در ژن‌های مستعدکننده سرطان پستان مانند BRCA1 و BRCA2 خطر ابتلا را بالا می‌برد. البته این جهش‌ها بیشتر با سرطان داکتال مرتبطند، اما در سرطان لوبولار هم می‌توانند نقش داشته باشند. جهش در ژن CDH1 (مرتبط با یک سندرم ارثی نادر سرطان معده) نیز با افزایش خطر کارسینوم لوبولار پستان همراه دانسته شده است.
  • کارسینوم لوبولار درجا (LCIS): وجود LCIS در پستان به این معنی است که تعدادی از سلول‌های غیرطبیعی در لوبول‌ها دیده می‌شوند ولی هنوز به بافت اطراف تهاجم نکرده‌اند. خود LCIS سرطان مهاجم محسوب نمی‌شود، اما یک علامت هشدار است که فرد را در آینده در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان لوبولار مهاجم قرار می‌دهد. بنابراین داشتن سابقه LCIS در بیوپسی قبلی پستان یک ریسک‌فاکتور مهم به شمار می‌آید.
  • سابقه شخصی سرطان پستان: اگر قبلاً در یک پستان سرطان داشته‌اید (هر نوعی)، احتمال بروز سرطان جدید (از جمله لوبولار) در پستان مقابل یا باقیمانده کمی بیشتر از افراد عادی است. همچنین وجود هیپرپلازی آتیپیک لوبولار (تکثیر غیرطبیعی سلول‌ها در لوبول) در نمونه‌برداری قبلی نیز خطر را بالا می‌برد.
  • عوامل هورمونی و تولیدمثلی: سطح در معرض بودن طولانی‌مدت به هورمون‌های زنانه می‌تواند نقش داشته باشد. برای مثال:
    • شروع زودهنگام قاعدگی (قبل از ۱۲ سالگی) و یائسگی دیرهنگام (بعد از ۵۵ سالگی) یعنی بدن سال‌های بیشتری تحت تاثیر استروژن قرار داشته که اندکی ریسک سرطان پستان (از جمله لوبولار) را افزایش می‌دهد.
    • نداشتن فرزند یا اولین بارداری پس از ۳۰ سالگی با افزایش نسبی خطر همراه است.
    • عدم شیردهی ممکن است کمی خطر را افزایش دهد، هرچند تاثیر محافظتی شیردهی هنوز کاملاً مشخص نیست ولی برخی مطالعات کاهش اندکی در ریسک کلی سرطان پستان برای زنانی که شیردهی داشته‌اند نشان داده‌اند.
    • هورمون‌درمانی پس از یائسگی: مصرف طولانی‌مدت درمان هورمونی جایگزین (استروژن و پروژسترون) برای رفع علائم یائسگی با افزایش احتمال ابتلا به سرطان پستان همراه است. به ویژه ترکیب استروژن-پروژسترون اگر بیش از ۵ سال استفاده شود، ریسک را بالا می‌برد. به نظر می‌رسد این عامل در سرطان لوبولار بارزتر باشد، به طوری که برخی تحقیقات ارتباط قوی‌تری بین هورمون‌درمانی و کارسینوم لوبولار نسبت به داکتال یافته‌اند.
  • سبک زندگی و سایر عوامل: چاقی بعد از یائسگی یکی از ریسک‌فاکتورهای شناخته‌شده برای سرطان پستان است، زیرا بافت چربی منبع تولید استروژن است و استروژن می‌تواند رشد برخی سرطان‌های پستان را تحریک کند. مصرف منظم الکل نیز با افزایش اندک ریسک سرطان پستان همراه است. همچنین عدم فعالیت بدنی ممکن است تاثیر منفی داشته باشد.

داشتن یک یا چند عامل از موارد بالا الزاماً به این معنی نیست که فرد به سرطان لوبولار مبتلا خواهد شد، اما آگاهی از این عوامل می‌تواند به افراد در مدیریت سبک زندگی و برنامه‌ریزی غربالگری کمک کند. برای مثال اگر شما هورمون‌درمانی پس از یائسگی انجام می‌دهید یا سابقه خانوادگی قوی دارید، پزشک ممکن است توصیه کند که معاینات و ماموگرافی را زودتر یا با فواصل کوتاه‌تر انجام دهید.

سرطان لوبولار

روش‌های تشخیص سرطان لوبولار

تشخیص قطعی سرطان لوبولار تنها با نمونه‌برداری بافتی (بیوپسی) امکان‌پذیر است، اما قبل از آن مجموعه‌ای از روش‌های تصویربرداری و معاینات به کار می‌روند تا موارد مشکوک شناسایی شوند. چالش اصلی در تشخیص زودهنگام سرطان لوبولار این است که چون اغلب توده ملموسی وجود ندارد، ممکن است در مراحل اولیه از دید پنهان بماند. در ادامه روش‌های رایج برای تشخیص این سرطان را توضیح می‌دهیم:

  • معاینه بالینی توسط پزشک: پزشک متخصص پستان یا رادیولوژیست در معاینه ممکن است متوجه عدم تقارن بین دو پستان، ضخیم‌شدگی در یک ناحیه یا تغییراتی در پوست و نوک پستان شود. هرچند همان‌طور که گفتیم، در سرطان لوبولار معمولاً توده مشخصی حس نمی‌شود، اما تغییراتی مثل سفتی منتشر در یک قسمت یا بزرگ‌شدن غدد لنفاوی زیر بغل می‌تواند در معاینه زنگ خطر باشد.
  • ماموگرافی: ماموگرافی تصویر برداری با اشعه ایکس از بافت پستان است و ابزار اصلی غربالگری سرطان پستان به شمار می‌رود. ماموگرافی می‌تواند ریزکلسیفیکاسیون‌ها (رسوبات کوچک کلسیم) یا توده‌ها را نشان دهد. اما در مورد سرطان لوبولار، یافته‌های ماموگرافیک ممکن است خیلی واضح نباشند، زیرا این سرطان به جای یک توده مجزا، الگوی انتشاری دارد. با این وجود, علائمی مانند عدم تقارن بین دو پستان یا تراکم بافتی غیرطبیعی جدید نسبت به تصاویر قبلی می‌تواند ماموگرافی را مشکوک به لوبولار کند. به همین دلیل، مقایسه ماموگرافی جدید با تصاویر سال‌های قبل بسیار مهم است تا هر تغییر ظریفی مشخص شود.
  • سونوگرافی (اولتراسوند): سونوگرافی پستان مکمل ماموگرافی است، مخصوصاً در زنانی که بافت پستان متراکم دارند. سونوگرافی می‌تواند به تشخیص تفاوت بین توده‌های توپر (جامد) و کیست‌های پر از مایع کمک کند. در سرطان لوبولار، سونوگرافی ممکن است یک ناحیه با اکوی غیرطبیعی یا ساختار نامنظم را نشان دهد، اما نه لزوماً یک توده مشخص. با این حال، هر منطقه مشکوک در ماموگرافی معمولاً با سونوگرافی بررسی بیشتر می‌شود.
  • MRI پستان: تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) حساس‌ترین روش تصویربرداری برای تشخیص سرطان‌های پستان است. MRI به خصوص در سرطان لوبولار مفید است، زیرا می‌تواند الگوهای انتشاری را که ماموگرافی قادر به دیدن آن‌ها نیست آشکار کند. اغلب در بیمارانی که تشخیص سرطان لوبولار برایشان قطعی شده، MRI هر دو پستان انجام می‌شود تا اندازه و گستردگی دقیق ضایعه مشخص شود و وجود احتمالی درگیری پستان مقابل نیز رد شود. همچنین در زنان جوان‌تر یا کسانی که ایمپلنت پستان دارند، MRI کمک‌کننده است.
  • بیوپسی (نمونه‌برداری): در نهایت، برای تایید تشخیص سرطان لوبولار، لازم است از ناحیه مشکوک نمونه بافتی گرفته شود. این کار معمولاً با بیوپسی سوزنی هسته‌ای (Core Needle Biopsy) تحت هدایت تصویربرداری (ماموگرافی یا سونوگرافی) انجام می‌شود. پزشک با سوزن مخصوصی قطعه کوچکی از بافت مشکوک را خارج می‌کند تا در آزمایشگاه آسیب‌شناسی زیر میکروسکوپ بررسی شود. آسیب‌شناس می‌تواند وجود سلول‌های سرطانی، نوع دقیق سرطان (لوبولار یا داکتال)، درجه سلول‌ها و وضعیت گیرنده‌های هورمونی (استروژن و پروژسترون) و HER2 را در نمونه تعیین کند. این اطلاعات برای برنامه‌ریزی درمان بسیار حیاتی است.
  • آزمایش‌های تکمیلی: اگر سرطان لوبولار تایید شود، برای تعیین مرحله (Stage) بیماری ممکن است آزمایش‌های دیگری انجام شوند:
    • آزمایش خون برای بررسی سلامت کلی و کارکرد کبد و کلیه و شمارش سلول‌های خونی.
    • تصویربرداری تکمیلی مثل سی‌تی‌اسکن، PET اسکن یا اسکن استخوان در مواردی که پزشک مشکوک به گسترش سرطان به سایر اندام‌ها باشد (مثلاً بیمار علائمی از درد استخوان یا مشکلات دیگر دارد). سرطان لوبولار می‌تواند علاوه بر گره‌های لنفاوی، در صورت پیشرفت به مناطق غیرمعمولی مانند دستگاه گوارش (معده، روده)، تخمدان‌ها یا حتی بافت‌های پوشاننده شکم (صفاق) منتشر شود. البته این موارد عمدتاً در مراحل پیشرفته رخ می‌دهد و هدف از بررسی‌های تکمیلی این است که اگر احیاناً چنین گسترشی رخ داده، زودتر مشخص شود تا استراتژی درمان متناسب انتخاب گردد.

طبقه‌بندی مرحله‌ای (Stage) سرطان لوبولار

پس از انجام بیوپسی و بررسی‌های تصویربرداری، پزشکان مرحله سرطان را تعیین می‌کنند. مرحله‌بندی بر اساس اندازه تومور اولیه (در پستان)، میزان درگیری غدد لنفاوی نزدیک (مانند زیر بغل) و وجود یا عدم وجود متاستاز دور (گسترش به ارگان‌های دیگر مثل کبد، استخوان، ریه و غیره) انجام می‌شود. به طور کلی:

  • مرحله I: تومور محدود به پستان و کوچک (معمولاً کمتر از ۲ سانتی‌متر) است و غدد لنفاوی درگیر نیستند.
  • مرحله II: تومور ممکن است بزرگ‌تر باشد (۲ تا ۵ سانتی‌متر) و/یا سلول‌های سرطانی در چند غده لنفاوی زیر بغل یافت شوند.
  • مرحله III: تومور بزرگ‌تر از ۵ سانتی‌متر است یا به پوست و دیواره قفسه سینه گسترش یافته و/یا تعداد بیشتری غدد لنفاوی را درگیر کرده است.
  • مرحله IV: سرطان به نقاط دوردست بدن متاستاز داده است (مثلاً استخوان‌ها، کبد، ریه یا مغز درگیر شده‌اند).

دانستن مرحله سرطان لوبولار مهم است زیرا گزینه‌های درمان و پیش‌آگهی تا حد زیادی به مرحله بیماری بستگی دارند. خوشبختانه اکثریت موارد سرطان پستان در مراحل نسبتاً زودرس (I یا II) تشخیص داده می‌شوند که قابل درمان و کنترل هستند.

به نقل از سایت Mayo Clinic: علت دقیق کارسینوم لوبولار تهاجمی مشخص نیست. این نوع سرطان زمانی شروع می‌شود که سلول‌های یکی از غدد تولید شیر (لوبول‌ها) در سینه دچار تغییرات ژنتیکی می‌شوند و این سلول‌ها به جای اینکه طبق دستور “رشد و سپس بمیرند” عمل کنند، به صورت نامحدود رشد می‌کنند و در بافت سینه منتشر می‌شوند.

سرطان لوبولار

روش‌های درمان سرطان لوبولار

درمان سرطان لوبولار نیز مشابه سایر انواع سرطان پستان، چندجانبه است و بسته به ویژگی‌های تومور و مرحله بیماری ممکن است شامل جراحی، رادیوتراپی، شیمی‌درمانی, هورمون‌درمانی و درمان هدفمند باشد. برنامه درمانی هر بیمار به صورت فردی توسط تیم متخصصین (جراح پستان، انکولوژیست، رادیوتراپیست و غیره) طراحی می‌شود. در ادامه مروری بر روش‌های درمان داریم:

  • جراحی (عمل جراحی پستان): تقریباً برای همه بیماران در مراحل اولیه و موضعی، جراحی اولین قدم درمان است. دو رویکرد اصلی جراحی عبارتند از:
    • جراحی حفظ پستان (لامپکتومی): در این روش فقط تومور به همراه حاشیه‌ای از بافت سالم اطراف آن برداشته می‌شود و بقیه پستان حفظ می‌گردد. لامپکتومی زمانی ممکن است که اندازه تومور نسبت به حجم پستان کوچک باشد و از نظر زیبایی و ایمنی بتوان پستان را نگه داشت. پس از لامپکتومی معمولاً پرتودرمانی روی بافت باقی‌مانده پستان انجام می‌شود.
    • ماستکتومی: در مواردی که تومور بزرگ است یا چندین نقطه در پستان درگیر هستند (مثلاً در بعضی موارد سرطان لوبولار چندکانونی)، ممکن است برداشتن کامل پستان ضرورت یابد. در ماستکتومی کل بافت پستان (و گاهی پوست و نوک پستان) تخلیه می‌شود. برخی بیماران گزینه بازسازی پستان پس از ماستکتومی را انتخاب می‌کنند.
    علاوه بر توده پستان, در طی جراحی معمولاً نمونه‌برداری از غدد لنفاوی نگهبان یا تخلیه تعدادی از غدد لنفاوی زیر بغل (در صورت درگیری) انجام می‌شود تا میزان گسترش سرطان مشخص گردد. این کار به مرحله‌بندی دقیق‌تر و تصمیم‌گیری درباره نیاز به درمان‌های تکمیلی کمک می‌کند.
  • پرتودرمانی (رادیوتراپی): پرتودرمانی از پرتوهای پرانرژی برای تخریب سلول‌های سرطانی میکروسکوپی باقی‌مانده در بافت استفاده می‌کند. معمولاً پس از جراحی لامپکتومی، جهت کاهش احتمال عود موضعی، کل پستان با اشعه درمان می‌شود. در موارد ماستکتومی، اگر تومور بزرگ بوده یا تعداد قابل توجهی غده لنفاوی گرفتار شده باشد، ممکن است ناحیه جدار قفسه سینه و زیر بغل پرتودرمانی شود. پرتودرمانی معمولاً چند هفته پس از جراحی (برای التیام زخم) آغاز می‌گردد و به مدت چند هفته (۵ روز در هفته) ادامه می‌یابد.
  • شیمی‌درمانی: شیمی‌درمانی استفاده از داروهای ضدسرطان است که به صورت وریدی یا خوراکی تجویز می‌شوند و در سراسر بدن گردش می‌کنند تا سلول‌های سرطانی را از بین ببرند. نیاز به شیمی‌درمانی بستگی به ویژگی‌های تومور دارد: اگر سرطان لوبولار اندازه بزرگ (مثلاً بیش از ۵ سانتیمتر) داشته باشد یا غدد لنفاوی متعدد درگیر باشند یا درجه سلول‌ها بالا (تهاجمی) باشد، پزشکان معمولاً شیمی‌درمانی کمکی را توصیه می‌کنند. همچنین در موارد سرطان پیشرفته یا متاستاتیک، شیمی‌درمانی جزء اصلی درمان است. گاهی شیمی‌درمانی قبل از جراحی (نئوادجوانت) برای کوچک‌کردن تومور انجام می‌شود تا امکان جراحی حفظ پستان فراهم شود. داروهای شیمی‌درمانی به صورت دوره‌ای (مثلاً هر ۳ هفته یک بار) در چندین نوبت تجویز می‌شوند. عوارض جانبی شیمی‌درمانی مانند خستگی، تهوع، ریزش مو و کاهش گلبول‌های خون موقتی هستند و پس از پایان دوره بهبود می‌یابند.
  • هورمون‌درمانی (درمان غدد درون‌ریز): از آنجا که بخش اعظم سرطان‌های لوبولار گیرنده‌های هورمونی استروژن و پروژسترون را بر سطح خود دارند (ER+/PR+), درمان‌های هورمونی نقش بسیار مهمی در مهار رشد این تومورها دارند. هورمون‌درمانی معمولاً پس از اتمام درمان‌های اصلی (جراحی، شیمی، پرتو) برای مدت ۵ تا ۱۰ سال تجویز می‌شود تا احتمال بازگشت سرطان کاهش یابد. رایج‌ترین داروها در این دسته عبارتند از:
    • تاموکسیفن: که گیرنده استروژن را در سلول‌های پستان مسدود می‌کند (برای زنان قبل و بعد از یائسگی قابل استفاده است).
    • مهارکننده‌های آروماتاز (آناستروزول، لتروزول و اگزِمستان): که تولید استروژن را در بدن زنان یائسه کاهش می‌دهند (مختص بعد از یائسگی).
    هورمون‌درمانی با کاهش یا قطع تاثیر هورمون‌ها، مانند یک سد عمل می‌کند و سلول‌های سرطانی باقی‌مانده‌ای که وابسته به هورمون هستند را خاموش یا کند می‌نماید. عوارض این درمان شامل علائم یائسگی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه و اثرات روی استخوان‌ها است که پزشک مدیریت خواهد کرد.
  • درمان‌های هدفمند: درمان هدفمند از داروهایی استفاده می‌کند که مولکول‌های خاص یا مسیرهای سیگنالینگ در سلول‌های سرطانی را هدف قرار می‌دهند. اگر تومور لوبولار دارای HER2 مثبت باشد (که در سرطان لوبولار کمتر شایع است)، داروهای هدفمند مانند تراستوزوماب (هرسپتین) یا پرتوزوماب تجویز می‌شوند که HER2 را مهار می‌کنند. همچنین داروهای مهارکننده‌ی CDK4/6 (مانند پالبوکیکلیب) در ترکیب با هورمون‌درمانی برای موارد متاستاتیک ER+ به کار می‌روند و نتایج خوبی در کنترل بیماری داده‌اند. به طور کلی، درمان‌های هدفمند برای زیرگروه‌های خاصی از سرطان لوبولار استفاده می‌شوند که تومور آن‌ها دارای آن ویژگی زیستی قابل هدف باشد.
  • ایمونوتراپی: ایمنی‌درمانی یا درمان‌های مبتنی بر سیستم ایمنی، از داروهایی بهره می‌برند که مکانیسم دفاع طبیعی بدن علیه سرطان را تقویت می‌کنند. این روش در سال‌های اخیر برای برخی انواع سرطان پستان (خصوصاً زیرگونه‌های سه‌گانه منفی) موفقیت‌آمیز بوده است. در سرطان لوبولار که اغلب ER+ است، ایمونوتراپی هنوز نقش پررنگی ندارد، اما در موارد پیشرفته‌ای که سلول‌های سرطانی ویژگی‌های معینی (مثل برخی نشانگرهای ژنتیکی) داشته باشند یا بیمار به درمان‌های معمول پاسخ نداده باشد، ممکن است کارآزمایی‌های بالینی ایمونوتراپی پیشنهاد شود. داروهایی مثل مهارکننده‌های PD-1/PD-L1 در برخی بیماران متاستاتیک استفاده شده‌اند.

خوشبختانه با ترکیب مناسب این روش‌های درمانی، بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان لوبولار بهبود می‌یابند یا برای سالیان طولانی بیماری خود را کنترل‌شده نگه می‌دارند. مهم است که بیمار در تمام مراحل با تیم درمانی خود در ارتباط نزدیک باشد و هر گونه عارضه یا نگرانی را مطرح کند تا مدیریت شود.

سرطان لوبولار

پیشگیری از سرطان لوبولار و چشم‌انداز بهبودی (پیش‌آگهی)

هیچ روش تضمین‌شده‌ای برای پیشگیری کامل از سرطان پستان از جمله سرطان لوبولار وجود ندارد، اما افراد می‌توانند با بهبود عوامل خطر و پیگیری غربالگری‌ها، احتمال بروز سرطان و مرگ‌ومیر ناشی از آن را کاهش دهند. در کنار آن، آگاهی از پیش‌آگهی بیماری به بیماران کمک می‌کند با دید واقع‌بینانه‌تری مسیر درمان را دنبال کنند.

راه‌های کاهش ریسک و پیشگیری نسبی:

  • غربالگری منظم: مهم‌ترین گام، پایبندی به توصیه‌های غربالگری سرطان پستان است. انجام ماموگرافی دوره‌ای (معمولاً سالیانه یا دوسالانه از سن ۴۰ یا ۵۰ به بالا طبق توصیه پزشک) می‌تواند بسیاری از سرطان‌های پستان را قبل از بروز علائم آشکار کند. هرچه سرطان لوبولار زودتر کشف شود، درمان آن آسان‌تر و موفقیت‌آمیزتر خواهد بود. همچنین زنانی که فاکتور خطر بالاتر دارند (مثلاً جهش BRCA یا سابقه خانوادگی قوی) ممکن است نیاز به شروع غربالگری در سنین جوان‌تر یا افزودن MRI به برنامه غربالگری داشته باشند.
  • اصلاح سبک زندگی: سبک زندگی سالم می‌تواند در کاهش خطر انواع سرطان از جمله سرطان پستان موثر باشد. ورزش منظم (حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت هوازی در هفته)، حفظ وزن در محدوده سالم به ویژه پس از یائسگی، تغذیه سرشار از میوه و سبزیجات و محدود کردن مصرف چربی‌های ناسالم و شکر اضافه، همگی توصیه می‌شوند. همچنین مصرف الکل باید محدود شود (حداکثر ۱ تا ۳ نوشیدنی در هفته) زیرا مصرف بیشتر با افزایش ریسک سرطان پستان همراه است. ترک سیگار نیز به طور کلی برای سلامتی مفید است و برخی مطالعات ارتباط بین سیگار و افزایش مختصر خطر سرطان پستان را نشان داده‌اند.
  • مدیریت عوامل هورمونی: اگر برای درمان علائم یائسگی قصد استفاده از هورمون‌درمانی دارید، با پزشک در مورد کمترین دوز موثر و کوتاه‌ترین مدت مصرف مشورت کنید. درمان جایگزین هورمون اگر ضرورت نداشته باشد بهتر است اجتناب شود یا به دقت تحت نظر باشد. همچنین شیردهی در صورت امکان مفید است و می‌تواند مزایایی در کاهش ریسک سرطان پستان داشته باشد.
  • پیشگیری دارویی (شیمی‌پیشگیری): در زنان دارای ریسک بسیار بالا (مثلاً جهش BRCA یا LCIS)، گاهاً داروهایی مثل تاموکسیفن به صورت پیشگیرانه توسط پزشکان تجویز می‌شود تا احتمال بروز سرطان کاهش یابد. این موضوع باید با متخصص انکولوژی در میان گذاشته شود و مزایا و عوارض آن سنجیده شود.
  • آگاهی از تغییرات پستان: هر زنی باید نسبت به وضعیت طبیعی پستان‌های خود آگاه باشد تا در صورت بروز تغییر جدید، سریع‌تر اقدام کند. ماهی یک بار معاینه شخصی پستان‌ها بعد از اتمام دوره ماهانه (یا در یک تاریخ معین پس از یائسگی) می‌تواند به شناخت بهتر بدن کمک کند. اگر تغییری حس کردید، دچار ترشح یا فرورفتگی نوک پستان شدید یا توده/سفتی جدیدی لمس کردید، تعلل نکنید و به پزشک مراجعه نمایید.

پیش‌آگهی و بهبود:

خبر خوب این است که اگر سرطان لوبولار زود تشخیص داده شود و محدود به پستان باشد (مراحل اولیه)، میزان بقای بیماران بسیار بالا است. بر اساس آمار، نرخ بقای ۵ ساله برای بیماران با سرطان پستان محدود به پستان بیش از ۹۵٪ است؛ یعنی بیش از ۹۵٪ این بیماران حداقل ۵ سال پس از تشخیص زنده می‌مانند و بسیاری عملاً درمان می‌شوند. در مواردی که سرطان به غدد لنفاوی ناحیه‌ای گسترش یافته اما هنوز متاستاز دوردست نداده (مرحله II یا III موضعی پیشرفته)، بقای ۵ ساله در حد حدود ۸۵٪ تا ۹۰٪ گزارش شده است. این ارقام تقریباً مشابه پیش‌آگهی سرطان داکتال در مراحل مشابه است.

اما در سرطان لوبولار پیشرفته (مرحله IV) که سرطان به اعضای دوردست مثل استخوان‌ها، کبد یا ریه منتشر شده، درمان دشوارتر بوده و هدف عمدتاً کنترل بیماری و بهبود کیفیت زندگی است. در این حالت، میانگین بقای ۵ ساله حدود ۲۰٪ یا کمی بالاتر است. البته این تنها یک میانگین آماری است و در سال‌های اخیر با ورود داروهای جدید هدفمند و هورمونی، امید به زندگی در سرطان‌های پیشرفته نیز بهبود یافته است. برخی بیماران سال‌ها با بیماری متاستاتیک زندگی فعال و باکیفیت دارند.

نکته مهم درباره سرطان لوبولار این است که بر اساس برخی مطالعات بلندمدت، احتمال عود دیرهنگام آن (یعنی بازگشت سرطان پس از ۵ تا ۱۰ سال) کمی بیشتر از سرطان‌های داکتال گزارش شده است. به بیان دیگر، اگرچه در پنج سال اول پس از درمان، میزان بهبودی سرطان لوبولار عالی است، اما این بیماران باید حتی در درازمدت نیز تحت پیگیری منظم باقی بمانند. پزشکان معمولاً برای سال‌های اول هر ۳ تا ۶ ماه یک بار و سپس سالانه ویزیت‌های پیگیری، ماموگرافی و آزمایش‌های لازم را برنامه‌ریزی می‌کنند تا در صورت بروز هر نشانه‌ای از عود یا یک سرطان جدید، به سرعت مداخله شود.

خبر امیدوارکننده اینکه با افزایش آگاهی، بهبود روش‌های تشخیص و پیشرفت درمان‌ها، بسیاری از زنان مبتلا به سرطان لوبولار کاملاً درمان می‌شوند یا به زندگی طبیعی خود با حداقل عود بازمی‌گردند. هرچه تشخیص زودتر باشد، درمان آسان‌تر و نتایج بهتر خواهد بود. بنابراین پیام کلیدی این است که غربالگری را جدی بگیرید و در صورت هر تغییر مشکوک در پستان، مراجعه به پزشک را به تأخیر نیندازید.

کلام آخر

شنیدن تشخیص سرطان پستان – به ویژه یک نوع کمتر شناخته‌شده مانند سرطان لوبولار – می‌تواند موجب ترس و اضطراب شود. اما فراموش نکنید که هر روز علم پزشکی در حال پیشرفت است و اکنون درمان‌های بسیار موثری برای سرطان لوبولار وجود دارد. بسیاری از بیماران پس از طی درمان نه تنها سال‌ها بلکه ده‌ها سال به زندگی سالم خود ادامه می‌دهند. کلید موفقیت، تشخیص زودهنگام، پیگیری منظم درمان و حفظ روحیه امید است. شما در مسیر مبارزه با سرطان تنها نیستید؛ تیم پزشکی، خانواده و گروه‌های حمایتی همواره کنار شما هستند.

اگر سوالی درباره سرطان لوبولار دارید یا خودتان یا یکی از نزدیکانتان با آن روبرو بوده‌اید، لطفاً در بخش دیدگاه‌ها با ما و سایر خوانندگان در میان بگذارید. تجربیات و نظرات شما می‌تواند به دیگران امید و آگاهی بیشتری بدهد. با هم می‌توانیم از پس این چالش برآییم و آگاهی را گسترش دهیم. زندگی ادامه دارد و امید، نیرومندترین سلاح در برابر سرطان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بروزترین مقالات
خون دماغ شدن و سرطان

آیا خون دماغ شدن نشانه سرطان است؟ 🔍

خون دماغ شدن یک اتفاق رایج به ویژه در میان کودکان و بزرگسالان بالای 50...
خواندن مقاله
پاکلیتاکسل

کاربردهای پاکلیتاکسل در درمان سرطان سینه، تخمدان و ریه

در وب‌سایت «دکتر پیام آزاده»، باور داریم که فهم دقیق درمان‌ها، نیمی از مسیر بهبود...
خواندن مقاله
تفاوت شیمی درمانی قبل و بعد از عمل جراحی

تفاوت شیمی درمانی قبل و بعد از عمل جراحی

درمان سرطان اغلب شامل ترکیبی از شیمی درمانی و جراحی است. شیمی درمانی می‌تواند قبل...
خواندن مقاله